1
00:00:09,330 --> 00:00:10,380
‫جوجه فسقلی!

2
00:00:11,830 --> 00:00:13,250
‫از سر راهم برو کنار!

3
00:00:13,580 --> 00:00:14,920
‫وگرنه برات بد می‌شه!

4
00:01:46,210 --> 00:01:51,170
‫#02 یه دشمن سرسخت
‫تو اعماق لونه مخفی شده بود

5
00:02:00,830 --> 00:02:02,000
‫به اندازه کافی عمیق نیست!

6
00:02:02,580 --> 00:02:04,000
‫واو.

7
00:02:05,000 --> 00:02:06,540
‫هی تو که اونجایی!

8
00:02:06,630 --> 00:02:09,580
‫اگه می‌تونی تکون بخوری،
‫الان وقت فرار کردنه!

9
00:02:09,670 --> 00:02:11,290
‫آریو، جینی، فرار کنین!

10
00:02:12,830 --> 00:02:13,830
‫لوک؟!

11
00:02:13,920 --> 00:02:15,630
‫مراقب حملات غافلگیرکننده گابلین‌ها باشین.

12
00:02:17,630 --> 00:02:18,790
‫بزن بریم جینی!

13
00:02:18,880 --> 00:02:20,080
‫بـ-باشه!

14
00:02:20,960 --> 00:02:24,130
‫دیدی که اینجا موندنتون
‫فقط دست و پا گیره.

15
00:02:24,210 --> 00:02:25,580
‫کارت خوب بود، آریو.

16
00:02:28,710 --> 00:02:29,960
‫کمک می‌خوای؟

17
00:02:30,040 --> 00:02:32,880
‫ها؟! مگه تو فرار نکردی؟

18
00:02:32,960 --> 00:02:34,960
‫دلیلی نداره که من فرار کنم.

19
00:02:35,750 --> 00:02:37,920
‫پس هر غلطی دلت می‌خواد بکن!

20
00:02:37,960 --> 00:02:40,880
‫ولی نیازی ندارم که بپری وسط دعوای من!

21
00:02:44,580 --> 00:02:45,630
‫همم...

22
00:02:48,920 --> 00:02:51,790
‫راستش، فعلاً که داری کتک می‌خوری.

23
00:02:51,880 --> 00:02:55,710
‫داری می‌گی من از این
‫نوچه‌ی دست‌وپاچلفتی ضعیف‌ترم؟!

24
00:02:55,790 --> 00:02:58,500
‫نه، منظورم شمشیرته.

25
00:03:01,250 --> 00:03:02,630
‫دیدی؟

26
00:03:04,630 --> 00:03:06,210
‫مطمئنی کمک نمی‌خوای؟

27
00:03:06,290 --> 00:03:08,750
‫فقط برو دنبال دوستات
‫و از اینجا بزن به چاک!

28
00:03:21,130 --> 00:03:22,540
‫دیگه نمیاد.

29
00:03:22,920 --> 00:03:24,630
‫همین الان دخلش رو میارم.

30
00:03:24,710 --> 00:03:25,750
‫تو؟!

31
00:03:35,750 --> 00:03:39,170
‫خیلی... سروصدا می‌کنی.

32
00:03:44,670 --> 00:03:46,290
‫آسیب که ندیدی؟

33
00:03:48,960 --> 00:03:50,290
‫تو دیگه کی...

34
00:03:50,380 --> 00:03:54,000
‫منظورم اینه که شما کی هستید، آقا؟

35
00:03:56,420 --> 00:03:58,170
‫ببخشید، آقا.

36
00:03:58,250 --> 00:04:00,540
‫من سیا هستم، دختر دانتون،

37
00:04:00,630 --> 00:04:03,130
‫رئیس قبیله‌ی
‫مردمان‌جانور شرقی.

38
00:04:03,330 --> 00:04:07,630
‫خیلی ممنونم که
‫منو از این خطر نجات دادید.

39
00:04:07,960 --> 00:04:09,880
‫و شما کی هستید؟

40
00:04:11,670 --> 00:04:14,170
‫یه ماجراجوی رتبه F که داشت از اینجا رد می‌شد!

41
00:04:14,250 --> 00:04:16,130
‫دارید دروغ می‌گید! آقا.

42
00:04:16,460 --> 00:04:17,500
‫ببین.

43
00:04:17,880 --> 00:04:20,630
‫شـ-شما واقعاً رتبه F هستید؟!

44
00:04:20,710 --> 00:04:22,170
‫آره، مگه نه؟

45
00:04:22,250 --> 00:04:26,500
‫چرا اینقدر به رتبه F بودنتون
‫افتخار می‌کنید، آقا؟

46
00:04:26,580 --> 00:04:30,790
‫تازه، اینقدر قدرت
‫برای یه رتبه F اصلاً طبیعی نبود.

47
00:04:31,880 --> 00:04:33,580
‫داستانش طولانیه.

48
00:04:33,670 --> 00:04:34,880
‫رتبه‌ات چیه، سیا؟

49
00:04:34,960 --> 00:04:37,040
‫من رتبه B هستم، آقا.

50
00:04:37,130 --> 00:04:42,170
‫ولی الان حس می‌کنم خیلی بی‌ادبی کردم
‫که بهتون گفتم فرار کنید.

51
00:04:42,460 --> 00:04:45,130
‫از خودم خجالت می‌کشم، آقا.

52
00:04:45,210 --> 00:04:48,880
‫تو فقط به این خاطر اون حرف رو زدی
‫که فکر کردی من تازه‌کارم.

53
00:04:48,960 --> 00:04:51,210
‫خـ-خب، بله، آقا...

54
00:04:51,250 --> 00:04:54,040
‫برای یه ماجراجو،
‫تصمیم درستی بود.

55
00:04:55,000 --> 00:04:56,500
‫من لوکم.

56
00:04:57,250 --> 00:04:59,920
‫یه ماجراجوی کهنه‌کارِ رتبه F.

57
00:04:59,960 --> 00:05:02,500
‫اصلاً این یعنی چی، آقا؟

58
00:05:02,830 --> 00:05:06,170
‫راستی، اون تهِ این غار
‫چه خبره؟

59
00:05:07,670 --> 00:05:12,170
‫آدم‌گنده‌ای بزرگ‌تر از
‫یه ارباب گابلین‌ها اونجا نیست؟

60
00:05:13,080 --> 00:05:16,250
‫مـ-منظورتون چیه؟

61
00:05:16,330 --> 00:05:20,420
‫قبلاً به ارباب گابلین‌ها
‫گفتی نوچه.

62
00:05:21,080 --> 00:05:23,460
‫این یعنی یه دشمن قوی‌تر اونجاست.

63
00:05:23,500 --> 00:05:25,290
‫خب، راستش...

64
00:05:25,380 --> 00:05:27,170
‫اگه دلت نمی‌خواد،
‫مجبور نیستی بهم بگی.

65
00:05:27,580 --> 00:05:30,080
‫هی! کجا دارید می‌رید، آقا؟!

66
00:05:30,170 --> 00:05:32,880
‫من قرارداد بستم که گابلین‌ها رو پاکسازی کنم.

67
00:05:33,290 --> 00:05:35,540
‫ولی اگه تهدید بزرگ‌تری از اون وجود داره،

68
00:05:35,630 --> 00:05:38,750
‫به خاطر روستاهای اطراف
‫باید به راهم ادامه بدم.

69
00:05:39,080 --> 00:05:40,500
‫و شکستش بدم.

70
00:05:40,580 --> 00:05:43,830
‫شکست دادن این دشمن
‫اصلاً کار راحتی نیست، آقا.

71
00:05:43,920 --> 00:05:47,330
‫ما با... یه ارباب خون‌آشام‌ها طرفیم!

72
00:05:47,420 --> 00:05:50,460
‫آها، یه ارباب خون‌آشام‌ها.

73
00:05:50,500 --> 00:05:55,380
‫جون‌سختیِ خیلی بالا.
‫تبدیل شدن به خفاش یا مه.

74
00:05:55,790 --> 00:05:58,380
‫واقعاً دشمن دردسرسازیه.

75
00:05:58,830 --> 00:06:00,750
‫برای تو زیادی گنده نیست، سیا؟

76
00:06:00,830 --> 00:06:02,710
‫چـ-چرا اینو می‌گید، آقا؟

77
00:06:02,790 --> 00:06:05,670
‫خب، یه ارباب گابلین‌های ساده هم به دردسرت انداخت.

78
00:06:06,790 --> 00:06:11,960
‫با این حال، آقا، من نمی‌تونم فرار کنم!

79
00:06:12,040 --> 00:06:14,380
‫باشه، ولی زخمی نشو.

80
00:06:14,750 --> 00:06:17,250
‫نمی‌خواید بپرسید چرا؟

81
00:06:17,330 --> 00:06:19,000
‫دلت می‌خواد بپرسم؟

82
00:06:19,080 --> 00:06:20,170
‫نه.

83
00:06:20,250 --> 00:06:21,580
‫پس نمیپرسم.

84
00:06:22,710 --> 00:06:27,500
‫قبیله‌ی ما نسل در نسل
‫خون‌آشام‌ها رو شکار می‌کرده.

85
00:06:27,580 --> 00:06:28,960
‫پس چرا خودش داره می‌گه؟

86
00:06:29,250 --> 00:06:32,710
‫چند وقت پیش، داشتیم با خون‌آشام‌ها می‌جنگیدیم،

87
00:06:32,790 --> 00:06:35,710
‫و فقط یکیشون رو زنده گذاشته بودیم.

88
00:06:35,790 --> 00:06:38,380
‫ولی بعد از اینکه پدرم، رئیس قبیله،
‫شدیداً زخمی شد،

89
00:06:38,460 --> 00:06:40,790
‫مجبور شدیم بذاریم فرار کنه.

90
00:06:41,170 --> 00:06:42,790
‫اون یدونه که فرار کرد...

91
00:06:42,880 --> 00:06:46,290
‫...از قضا، یه ارباب خون‌آشام‌ها بود.

92
00:06:46,790 --> 00:06:50,580
‫فرار کردن اون، تقصیر قبیله‌ی من بود، آقا.

93
00:06:50,670 --> 00:06:56,790
‫وظیفه‌ی منه به عنوان دختر رئیس قبیله
‫که افتخار قبیله‌ام رو برگردونم!

94
00:06:57,040 --> 00:06:59,040
‫ماه‌هاست که دارم تعقیبش می‌کنم،

95
00:06:59,130 --> 00:07:01,790
‫و بالاخره فهمیدم کجاست!

96
00:07:02,540 --> 00:07:04,920
‫مگه خلاف قوانینه که کسی

97
00:07:04,960 --> 00:07:07,790
‫کمکت کنه تا شکستش بدی
‫و افتخار قبیله‌ات رو برگردونی؟

98
00:07:07,880 --> 00:07:12,830
‫نه، آقا. حتی اگه کمک بگیرم هم
‫افتخارمون برمی‌گرده.

99
00:07:12,920 --> 00:07:14,170
‫پس چه بهتر.

100
00:07:14,250 --> 00:07:17,830
‫ولی بازم فکر می‌کنم
‫شما باید برگردید، لوک.

101
00:07:19,330 --> 00:07:21,710
‫بدون سلاح که نمی‌تونید بجنگید.

102
00:07:21,790 --> 00:07:23,040
‫این رو می‌دم به تو.

103
00:07:23,130 --> 00:07:26,460
‫ها؟ پـ-پس خودتون با چی می‌جنگید؟

104
00:07:26,750 --> 00:07:28,670
‫من دست‌خالی هم قویم!

105
00:07:30,630 --> 00:07:32,710
‫ممنونم، آقا.

106
00:07:33,250 --> 00:07:37,830
‫داره بهم می‌گه که کسی که
‫ارباب خون‌آشام‌ها رو می‌کشه من باشم.

107
00:07:37,920 --> 00:07:40,830
‫به خاطر همین درباره‌ی
‫دست‌خالی جنگیدن بلوف می‌زنه.

108
00:07:51,830 --> 00:07:53,880
‫انگار دیگه کلکشون کنده شد.

109
00:07:53,960 --> 00:07:57,460
‫شـ-شما واقعاً دست‌خالی هم
‫قوی هستید، آقا!

110
00:07:57,540 --> 00:07:59,080
‫مگه نه؟

111
00:07:59,170 --> 00:08:02,210
‫خب، من در اصل یه جادوگرم.

112
00:08:02,290 --> 00:08:06,130
‫قبلاً با اریک و گوران بودم
‫که به طور غیرطبیعی قوی بودن،

113
00:08:06,210 --> 00:08:11,250
‫برای همین مجبور بودم از عقب
‫جادو پرتاب کنم، ولی بازم رتبه اس بودم.

114
00:08:11,790 --> 00:08:16,830
‫ضمناً، من ده سال با ارتش شیاطین
‫و پادشاه شیاطین جنگیدم،

115
00:08:16,920 --> 00:08:19,830
‫واسه همین هنرهای رزمیم
‫به طور دیوانه‌واری پیشرفت کرده.

116
00:08:20,670 --> 00:08:23,170
‫خب، چطوره به اون اتاق تاج‌وتخت
‫حمله کنیم؟

117
00:08:23,250 --> 00:08:25,250
‫بـ-بله، آقا!

118
00:08:30,040 --> 00:08:35,880
‫همف. پس توله‌سگ کوچولو
‫می‌خواد پاشو از گلیمش درازتر کنه.

119
00:08:35,960 --> 00:08:37,250
‫خفه شو!

120
00:08:37,330 --> 00:08:39,630
‫دیگه گیر افتادی، ارباب خون‌آشام‌ها!

121
00:08:39,710 --> 00:08:42,920
‫قسم می‌خورم خودم دخلت رو میارم!

122
00:08:44,130 --> 00:08:50,130
‫وقتی پدرت با تمام توانش
‫فقط تونست یه خراش روم بندازه؟

123
00:08:50,210 --> 00:08:54,080
‫تو، منو شکست بدی؟
‫وقتی از اونم ضعیف‌تری؟

124
00:08:54,830 --> 00:08:57,170
‫مسخره‌بازی درنیار.

125
00:08:59,380 --> 00:09:01,920
‫دوباره فکر کن، دخترجون.

126
00:09:03,290 --> 00:09:07,210
‫به خاطر نشون دادن دندون‌هات به من،
‫ارباب شب،

127
00:09:07,290 --> 00:09:10,670
‫پشیمونی آخرین چیزیه
‫که حس می‌کنی!

128
00:09:10,750 --> 00:09:12,670
‫الان فهمیدم.

129
00:09:12,750 --> 00:09:15,670
‫پس داشتی دسته‌ی گابلین‌ها رو
‫ضعیف نشون می‌دادی

130
00:09:15,750 --> 00:09:18,210
‫تا ماجراجوها رو بکشونی اینجا.

131
00:09:18,460 --> 00:09:22,290
‫بَه بَه. انگار
‫خیلی هم احمق نیستی.

132
00:09:22,380 --> 00:09:24,960
‫لیاقتش رو داری که خدمتکار من بشی.

133
00:09:25,080 --> 00:09:30,130
‫ولی توله‌سگ، باید تحسینت کنم
‫که یه انسان رو با خودت آوردی.

134
00:09:30,210 --> 00:09:31,170
‫ها؟

135
00:09:31,250 --> 00:09:35,000
‫افسون خون‌آشامیِ من
‫روی یه حیوون ساده کار نمی‌کنه.

136
00:09:35,080 --> 00:09:38,960
‫ولی می‌تونم باهاش
‫یه انسان رو تبدیل به خدمتکارم کنم.

137
00:09:40,790 --> 00:09:41,790
‫اوه نه!

138
00:09:41,880 --> 00:09:43,830
‫لوک، فرار کن!

139
00:09:43,920 --> 00:09:45,790
‫دیگه خیلی دیره!

140
00:09:53,460 --> 00:09:55,170
‫لـ-لوک...

141
00:09:55,250 --> 00:09:56,460
‫بیا اینجا.

142
00:10:02,960 --> 00:10:06,040
‫این کاملاً اشتباه من بود.

143
00:10:06,130 --> 00:10:07,580
‫دختر سگی.

144
00:10:08,040 --> 00:10:13,330
‫انتخاب کن. به دست من می‌میری، یا به دست اون؟

145
00:10:22,830 --> 00:10:24,000
‫ها؟

146
00:10:24,830 --> 00:10:28,290
‫نـ-نه! چرا کار نکرد؟!

147
00:10:28,380 --> 00:10:31,960
‫چون من مقاومت بالایی
‫در برابر تضعیف‌کننده‌های ذهنی دارم.

148
00:10:32,040 --> 00:10:33,540
‫بی‌خیال بابا!

149
00:10:40,790 --> 00:10:46,670
‫شاید تو یه خون‌آشام رده‌پایینی
‫که توهم زده ارباب خون‌آشام‌هاست.

150
00:10:46,750 --> 00:10:49,830
‫د-داره حسابی روی اعصابش راه می‌ره.

151
00:10:50,420 --> 00:10:52,630
‫چـ-چطور جرأت می‌کنی؟!

152
00:10:52,710 --> 00:10:53,710
‫مراقب باش!

153
00:10:57,170 --> 00:11:00,960
‫واسه یه خون‌آشام رده‌پایین خیلی فرزی.

154
00:11:01,330 --> 00:11:03,210
‫تاوانش رو...

155
00:11:03,250 --> 00:11:06,420
‫تاوان سختی براش پس می‌دی!

156
00:11:06,750 --> 00:11:10,500
‫روزی که منو مسخره کردی رو برات زهر می‌کنم!

157
00:11:12,380 --> 00:11:14,960
‫اون... یه دایره جادویی سطح بالاست!

158
00:11:15,080 --> 00:11:16,670
‫سرعت فوق‌العاده.

159
00:11:17,920 --> 00:11:19,630
‫لمس مکنده!

160
00:11:19,710 --> 00:11:21,630
‫ایـ-این طلسم...!

161
00:11:21,710 --> 00:11:24,460
‫تو تو جذب کردن نیروی حیات ماهری،

162
00:11:24,500 --> 00:11:27,790
‫ولی وقتی نوبت به از دست دادنش می‌رسه نه،
‫خون‌آشام رده‌پایین!

163
00:11:35,670 --> 00:11:39,540
‫تو دیگه چه جونوری هستی؟

164
00:11:39,830 --> 00:11:42,040
‫لوک، ماجراجوی رتبه F.

165
00:11:42,130 --> 00:11:43,540
‫اینقدر منو دست ننداز!

166
00:11:44,500 --> 00:11:46,170
‫خیلی خب.

167
00:11:46,540 --> 00:11:50,920
‫ولی یادت نره،
‫تو خشم منو برافروختی!

168
00:11:51,000 --> 00:11:54,630
‫دیگه هیچ‌وقت
‫یه شبِ آروم به چشم نمی‌بینی!

169
00:11:55,750 --> 00:11:57,960
‫لاف زدنِ کلاسیکِ یه زالوصفت.

170
00:11:58,420 --> 00:12:00,420
‫نمی‌تونی فرار کنی!

171
00:12:02,920 --> 00:12:06,210
‫چی؟! نـ-نمی‌تونم خودمو ترمیم کنم!

172
00:12:09,290 --> 00:12:16,080
‫با نابود کردن من...
قدرت ‫مدال من از همین الان...

173
00:12:17,040 --> 00:12:19,040
‫انگار به درد خورد.

174
00:12:19,130 --> 00:12:20,750
‫ممنونم، آقا.

175
00:12:20,830 --> 00:12:22,670
‫تیغه‌اش خیلی تیزه.

176
00:12:23,000 --> 00:12:27,540
‫و وقتی بهش ضربه زدم، حس کردم
‫یه قدرتی درونم فوران کرد.

177
00:12:27,630 --> 00:12:30,250
‫حـ-حتماً خیالاتی شدی.

178
00:12:30,330 --> 00:12:33,580
‫نمی‌تونم بهش بگم این
‫شمشیرِ پادشاه شیاطینه.

179
00:12:34,420 --> 00:12:35,790
‫داری چیکار می‌کنی؟

180
00:12:35,880 --> 00:12:37,880
‫اوه! پیداش کردم، آقا!

181
00:12:38,830 --> 00:12:40,080
‫چیه؟

182
00:12:40,170 --> 00:12:45,330
‫یه مدال نفرین‌شده، که تو بدن
‫اربابان خون‌آشامِ خاص پیدا می‌شه.

183
00:12:45,420 --> 00:12:46,880
‫مدال نفرین‌شده؟

184
00:12:47,630 --> 00:12:53,210
‫وقتی یه ارباب خون‌آشام‌ها با یکی از اینا تو بدنش،
‫خون می‌مکه یا کسی رو می‌کشه،

185
00:12:53,290 --> 00:12:55,540
‫توی مدال نفرین جمع می‌شه.

186
00:12:55,880 --> 00:12:58,540
‫ده سال پیش از این چیزا نبود.

187
00:12:58,630 --> 00:13:01,080
‫نکنه یه مدِ جدید بین خون‌آشام‌هاست؟

188
00:13:02,630 --> 00:13:07,210
‫با شکست دادن من روی آرامش رو نمی‌بینی!

189
00:13:07,290 --> 00:13:11,960
‫قدرتِ مدال به زودی یه پورتال
‫به شکاف ابعادی باز می‌کنه!

190
00:13:12,040 --> 00:13:13,830
‫شکاف ابعادی؟

191
00:13:13,920 --> 00:13:15,540
‫درسته.

192
00:13:15,630 --> 00:13:20,540
‫وقتی پورتال باز شه، شیاطین بی‌شماری
‫هجوم میارن و این دنیا رو تسخیر می‌کنن.

193
00:13:20,630 --> 00:13:26,960
‫و از بُعدِ دیگه،
‫خدایان تاریکِ ما میان!

194
00:13:27,080 --> 00:13:29,630
‫خدایان تاریک؟

195
00:13:29,710 --> 00:13:31,580
‫شکاف ابعادی.

196
00:13:31,670 --> 00:13:35,880
‫همون‌جایی که تا همین اواخر،
‫ده سال توش می‌جنگیدم.

197
00:13:36,330 --> 00:13:40,080
‫ما نمی‌دونیم چطوری از این طرف
‫یه پورتال به اونجا باز کنیم.

198
00:13:41,250 --> 00:13:45,460
‫یه دهه پیش، تو طرف خودمون
‫با پادشاه شیاطین جنگیدیم،

199
00:13:45,540 --> 00:13:47,920
‫و وقتی فرار کرد تو شکاف ابعادی،

200
00:13:47,960 --> 00:13:50,460
‫قبل از اینکه پورتال بسته بشه پریدیم توش.

201
00:13:50,540 --> 00:13:52,420
‫معمولاً این پورتال‌ها فقط یه طرفه‌ان.

202
00:13:52,960 --> 00:13:58,670
‫به خاطر همین اریک و گوران وقتی رفتن بیرون،
‫نتونستن برگردن کمکم.

203
00:13:58,750 --> 00:14:03,960
‫تا ظهور خدایان تاریک
‫تو ترس و وحشت زندگی کن!

204
00:14:04,040 --> 00:14:09,580
‫اربابان خون‌آشامِ زیادی جذب اون
‫مدال می‌شن، و بالاخره یکیشون—

205
00:14:17,790 --> 00:14:21,750
‫تـ-تو نفرین رو جذب کردی؟!

206
00:14:22,750 --> 00:14:26,830
‫حتی اگه یه پورتال ابعادی
‫هم باز بشه، هیچ شیطانی نمیاد.

207
00:14:28,710 --> 00:14:31,330
‫چون من قبلاً دخل همه‌شون رو آوردم.

208
00:14:32,710 --> 00:14:34,500
‫اون شمشیر...

209
00:14:34,580 --> 00:14:37,420
‫شمشیر پادشاه شیاطین...

210
00:14:37,500 --> 00:14:40,670
‫تو... امکان نداره...

211
00:14:40,750 --> 00:14:42,210
‫حکیم بزرگ، لا—

212
00:14:50,380 --> 00:14:55,080
‫لـ-لاک؟ حکیم بزرگ، لاک؟

213
00:14:55,710 --> 00:14:58,790
‫شرمنده که مدال رو نصف کردم.

214
00:14:58,880 --> 00:15:03,500
‫اوه، اشکالی نداره که
‫دو تیکه شده، آقا.

215
00:15:05,580 --> 00:15:08,830
‫آریو و جینی احتمالاً
‫نگرانن، بیا عجله کنیم.

216
00:15:09,210 --> 00:15:13,830
‫مطمئنید اون دو تا
‫حالشون خوبه، لاک؟

217
00:15:14,130 --> 00:15:18,330
‫خوبن. واسه رتبه Fها
‫هر دوشون عالین.

218
00:15:21,250 --> 00:15:26,920
‫وقتی همین الان ازت پرسیدم گفتم «لاک»،
‫نه «لوک».

219
00:15:30,960 --> 00:15:35,540
‫آقا، شما همون قدیس بزرگ، لاک هستید؟

220
00:15:40,080 --> 00:15:42,040
‫این یه رازه.

221
00:15:42,880 --> 00:15:46,880
‫بله، آقا!
‫من با جونم از رازتون محافظت می‌کنم!

222
00:15:46,960 --> 00:15:49,960
‫نیازی نیست اینقدر هم جدی بگیری.

223
00:15:50,080 --> 00:15:51,670
‫حالا که دوباره نگاه می‌کنم،

224
00:15:51,750 --> 00:15:55,750
‫شما واقعاً شبیه
‫مجسمه‌ی قدیس بزرگ لاک هستید.

225
00:15:55,830 --> 00:15:58,920
‫ها؟ نه، نیستم!

226
00:16:04,210 --> 00:16:06,040
‫سنگ‌های گابلینی.

227
00:16:06,380 --> 00:16:09,330
‫خیلی خوشحالم که صحیح و سالمین...

228
00:16:09,420 --> 00:16:11,250
‫ولی این‌همه رو از کجا آوردین؟!

229
00:16:11,330 --> 00:16:13,920
‫دسته‌شون از چیزی که فکر می‌کردیم بزرگ‌تر بود.

230
00:16:14,000 --> 00:16:17,960
‫سیا، ماجراجوی رتبه B، اتفاقی
‫اونجا بود و تو کشتنشون کمکمون کرد.

231
00:16:19,710 --> 00:16:22,040
‫انجمن باید این مأموریت رو
‫دقیق‌تر بررسی می‌کرد.

232
00:16:22,500 --> 00:16:24,630
‫ما عذرخواهی می‌کنیم!

233
00:16:25,500 --> 00:16:28,500
‫انگار انجمن قراره
‫یه کاری در مورد

234
00:16:28,580 --> 00:16:30,540
‫حادثه‌ی ارباب خون‌آشام‌ها هم بکنه.

235
00:16:30,630 --> 00:16:31,750
‫باشه.

236
00:16:34,250 --> 00:16:35,830
‫داری چیکار می‌کنی؟

237
00:16:36,080 --> 00:16:40,330
‫اوه، لوک. تو هم باید
‫از حکیم بزرگ لاک تشکر کنی.

238
00:16:40,790 --> 00:16:44,630
‫محافظتِ اون یکی از دلایلی بود
‫که این مأموریت رو به سلامت تموم کردیم.

239
00:16:44,710 --> 00:16:48,580
‫اون کسیه که این دوران
‫صلح رو بهمون هدیه داد.

240
00:16:48,670 --> 00:16:51,630
‫هِه هِه

241
00:16:51,830 --> 00:16:52,960
‫می‌بینمت، لوک.

242
00:16:53,040 --> 00:16:55,290
‫اگه فرصتی شد، بازم با هم هم‌تیمی شیم.

243
00:16:55,380 --> 00:16:56,420
‫حتماً.

244
00:16:59,790 --> 00:17:03,330
‫بازم ازتون ممنونم، لوک.

245
00:17:03,420 --> 00:17:06,580
‫حالا می‌تونم افتخار قبیله‌ام رو برگردونم.

246
00:17:08,130 --> 00:17:10,580
‫هی، اینقدر تشکر نکن.

247
00:17:10,960 --> 00:17:11,960
‫راستی،

248
00:17:12,040 --> 00:17:16,960
‫اشکالی نداره اگه اطلاعاتی رو که قبیله‌ات
‫از خون‌آشام‌ها به دست میاره با ما به اشتراک بذاری؟

249
00:17:17,040 --> 00:17:18,750
‫هیچ مشکلی نیست، آقا!

250
00:17:19,130 --> 00:17:24,290
‫من نمی‌ذارم صلحی که ده سال ازش
‫دفاع کردیم همینطوری از بین بره!

251
00:17:24,750 --> 00:17:25,790
‫زل زدن.

252
00:17:26,080 --> 00:17:27,130
‫چیه؟

253
00:17:27,210 --> 00:17:30,540
‫بهتون که گفتم، لوک.
‫شما واقعاً شبیه مجسمه لاک هستید.

254
00:17:30,630 --> 00:17:33,420
‫دیگه بس کن.

255
00:17:33,500 --> 00:17:35,710
‫فهمیدم، آقا.

256
00:17:35,960 --> 00:17:40,920
‫شما می‌تونید مستقیماً
‫با ارباب مورتون صحبت کنید، درسته؟

257
00:17:40,960 --> 00:17:42,500
‫ارباب مورتون؟

258
00:17:42,580 --> 00:17:44,420
‫آها، منظورت گورانه.

259
00:17:44,500 --> 00:17:50,420
‫دلم می‌خواد از ارباب مورتون بخواید
‫که حواسش به اربابان خون‌آشام باشه.

260
00:17:50,500 --> 00:17:52,460
‫مگه به انجمن گزارش ندادی؟

261
00:17:52,540 --> 00:17:53,540
‫چرا، آقا.

262
00:17:53,630 --> 00:17:56,250
‫ولی ممکنه تا وقتی که

263
00:17:56,330 --> 00:18:00,830
‫داستان رو تأیید کنن و به رئیس انجمن بگن،
‫دیگه خیلی دیر بشه.

264
00:18:01,750 --> 00:18:03,750
‫می‌فهمم.

265
00:18:03,830 --> 00:18:04,880
‫لوک.

266
00:18:05,380 --> 00:18:06,580
‫این رو بگیر.

267
00:18:08,000 --> 00:18:09,210
‫مطمئنی؟

268
00:18:09,250 --> 00:18:12,420
‫همون نصفه‌اش هم برای من کافیه،

269
00:18:12,500 --> 00:18:17,080
‫و مگه بهتر نیست وقتی دارین برای ارباب مورتون
‫توضیح می‌دین، مدرک داشته باشین؟

270
00:18:17,170 --> 00:18:19,630
‫باشه. پیش خودم نگهش می‌دارم.

271
00:18:20,880 --> 00:18:21,960
‫بله، آقا!

272
00:18:22,040 --> 00:18:25,880
‫منم مستقیم برمی‌گردم به
‫روستام و اطلاعات جمع می‌کنم!

273
00:18:26,630 --> 00:18:27,710
‫حتماً!

274
00:18:28,880 --> 00:18:32,040
‫فکر کنم بهتره برم گوران رو در جریان بذارم.

275
00:18:32,750 --> 00:18:34,750
‫این دیگه چه وضعشه؟!

276
00:18:34,830 --> 00:18:37,460
‫کی می‌گه «یه لحظه» می‌ره بیرون
‫و سه روز بعد برمی‌گرده؟!

277
00:18:37,540 --> 00:18:38,750
‫معلومه که نگران می‌شم!

278
00:18:38,830 --> 00:18:41,630
‫بابا فقط سه روز بود دیگه.

279
00:18:41,710 --> 00:18:44,170
‫فقط سه روز، ولی سه روزِ تموم.

280
00:18:44,420 --> 00:18:47,540
‫اگه قراره دیر بیای،
‫حداقل قبلش یه خبری بده!

281
00:18:47,630 --> 00:18:49,670
‫مگه تو ننه‌می؟

282
00:18:49,960 --> 00:18:52,960
‫گوش کن، یه موضوع مهمی پیش اومده.

283
00:18:52,250 --> 00:18:55,130
‫اون مدال چیه؟

284
00:18:55,710 --> 00:18:58,210
‫ممکنه حسابی تو دردسر بیفتیم.

285
00:19:01,210 --> 00:19:03,330
‫پس نقشه‌شون این بوده؟

286
00:19:03,750 --> 00:19:07,170
‫کی فکرش رو می‌کرد که شیاطین
‫و حتی پادشاه شیاطین

287
00:19:07,250 --> 00:19:10,580
‫فقط پیش‌قراولِ خدایان تاریک باشن.

288
00:19:11,960 --> 00:19:15,460
‫دلم می‌خواد یه آژانس تخصصی
‫این مدال رو بررسی کنه.

289
00:19:15,540 --> 00:19:16,670
‫مشکلی نداره امانت بگیرمش؟

290
00:19:16,750 --> 00:19:18,670
‫نه، برش دار.

291
00:19:18,750 --> 00:19:21,330
‫معلوم نیست از چی ساخته شده.

292
00:19:21,420 --> 00:19:24,460
‫شبیه طلاست، ولی طلا نیست.

293
00:19:24,500 --> 00:19:27,880
‫به نظر نمیاد از اوریکالکوم
‫یا میتریل هم باشه.

294
00:19:27,960 --> 00:19:29,960
‫حتی توام به عنوان یه جادوگر نمی‌تونی تشخیصش بدی؟

295
00:19:30,040 --> 00:19:31,830
‫متأسفانه نه.

296
00:19:31,920 --> 00:19:34,250
‫شاید یه کیمیاگر بتونه سر دربیاره.

297
00:19:35,710 --> 00:19:36,830
‫خب.

298
00:19:37,250 --> 00:19:39,000
‫دیگه وقتشه برم یکم بخوابم.

299
00:19:39,710 --> 00:19:41,170
‫- لوک.
‫- ها؟

300
00:19:41,250 --> 00:19:44,420
‫ممنونم که از اون
‫ماجراجوهای تازه‌کار محافظت کردی.

301
00:19:45,380 --> 00:19:47,880
‫اینو به عنوان رئیس انجمن می‌گم.

302
00:19:48,540 --> 00:19:50,210
‫قابلی نداشت.

303
00:19:50,250 --> 00:19:51,750
‫شب بخیر.

304
00:19:54,500 --> 00:19:56,170
‫یوهو!

305
00:19:56,710 --> 00:20:00,330
‫سلیس، چه موقع خوبی.
‫می‌خواستم معرف—

306
00:20:02,080 --> 00:20:03,210
‫ایشون کین؟

307
00:20:03,290 --> 00:20:06,460
‫دخترم، سلیس.
‫داره پونزده سالش می‌شه.

308
00:20:06,540 --> 00:20:11,670
‫آها! همونی که تو شکاف گفتی
‫ممکنه قیافه‌ات رو یادش رفته باشه.

309
00:20:11,750 --> 00:20:13,830
‫از من خوشش نمیاد یا چیزی شده؟

310
00:20:13,920 --> 00:20:16,380
‫نه، داره از من دوری می‌کنه.

311
00:20:16,460 --> 00:20:19,920
‫من با علاقه‌اش به ماجراجو شدن
‫مخالفت کردم.

312
00:20:20,250 --> 00:20:21,960
‫چرا مخالفی؟

313
00:20:22,040 --> 00:20:25,710
‫سوگیری پدرانه رو که بذاریم کنار، واقعیت اینه که
‫اون در حد یه رتبه B استعداد داره.

314
00:20:25,750 --> 00:20:26,750
‫پس چرا؟

315
00:20:26,830 --> 00:20:28,710
‫ولی هنوز یه بچه‌ست.

316
00:20:28,790 --> 00:20:32,710
‫بینش و احتیاطی رو که
‫یه ماجراجو نیاز داره، نداره.

317
00:20:32,790 --> 00:20:35,880
‫مگه اینا با تجربه به دست نمیان؟

318
00:20:35,960 --> 00:20:38,630
‫دلم می‌خواست نظر همسرم رو هم در این باره بپرسم،

319
00:20:38,710 --> 00:20:40,670
‫ولی رفته به یه
‫کشور همسایه.

320
00:20:40,750 --> 00:20:44,790
‫اوه، باشه. انگار
‫پدر بودن اصلاً آسون نیست.

321
00:20:45,420 --> 00:20:47,920
‫لوک، یه لطفی در حقم می‌کنی.

322
00:20:59,750 --> 00:21:03,040
‫مطمئناً استعداد باباش رو
‫به ارث برده.

323
00:21:04,960 --> 00:21:07,040
‫وقتی سلیس پونزده سالش بشه،

324
00:21:07,460 --> 00:21:10,750
‫دیگه برای ثبت نام به عنوان ماجراجو
‫به رضایت والدین نیازی نداره.

325
00:21:10,830 --> 00:21:15,540
‫با این وضع، ممکنه بره ثبت نام کنه
‫و بعدش بره سراغ ماجراجویی.

326
00:21:16,040 --> 00:21:20,250
‫وقتی وقتش رسید، می‌تونی
‫نامحسوس یه چشمت بهش باشه؟

327
00:21:22,210 --> 00:21:24,290
‫یه چشمم بهش باشه؟

328
00:21:27,330 --> 00:21:30,460
‫اون که داره با نگاهش منو سوراخ می‌کنه.

329
00:21:39,790 --> 00:21:43,500
‫بانو سلیس،
‫چقدر نون میل دارید؟

330
00:21:44,290 --> 00:21:45,960
‫سه تیکه، لطفاً.

331
00:21:49,960 --> 00:21:52,630
‫اِم، کمکی از دستم برمیاد؟

332
00:21:53,750 --> 00:21:55,000
‫تو...

333
00:21:58,210 --> 00:22:00,130
‫تو بچه‌ی نامشروع بابای منی،
‫مگه نه؟!

334
00:23:34,960 --> 00:23:40,000
‫اون فکر می‌کنه من برادر نامشروعشم،
‫و حالا داریم با هم می‌ریم اولین ماجراجوییش

